tagsعنوشته تو هر جایی زمین خوردی شاید از اه من باشه


دانلود آهنگ مگه دیوونه حالیته شهاب مظفری
سوپرایز بزرگ صبا موزیک ، دانلود آهنگ جدید شهاب مظفری بنام مگه دیوونه حالیته با بهترین کیفیت و تکست
تنظیم : میکس و مستر : مجید الماسی ، ترانه سرا : سارا بالو
Download New Music Shahab Mozaffari Called Mage Divoone Halite Whit Text On Saba-Music
 
متن آهنگ شهاب مظفری مگه دیوونه حالیته
مثل آبی که میریزه واسه جمع کردنش دیرهدلی که بشکنه هیچوقت دیگه آروم نمیگیرهتا وقتی که خدایی هست رفیق راه من باشهتو هرجايي زمين خوردي شايد از آه من
یه سری فانتزی‌های جدید دارم برای خودم. مثلا چند ماه دیگه از این شهر میریم یه شهر بزرگ؛ یه جای بهتر؛ شايد روشن‌تر، یه جايي که آدم‌های زیادی باشند، کار باشه، کتاب‌فروشی‌های زیاد باشه. یه جايي که برنامه‌های تفریحی فرهنگی زیاد باشه.
بعد یه خونه جدید می‌گیریم. یه خونه که پنجره‌هاش بزرگ باشه. حیاط خلوت داشته باشه. حیاطش رو پر از گل و گلدون کنم. گربه‌ها بازی کنند. سبد سیب‌زمينی و پیازم رو بذارم گوشه حیاط خلوت. ترشی درست کنم و بذ
شايد به عنوان یک محصل تعطیلات خیلی دلچسب باشه. شايد برای کسی که کارمند جايي هست هم دلچسب باشه. ولی در نگاهی کلی باید بگم که این دو هفته در همه امور مملکت یک وقفه یک ماهه یا شايد هم بیشتر ایجاد می کنه. ضمن این که اون نشاط سالهای گذشته رو هم برای مردم تولید نمی کنه.
دست کم ما در این نقطه از جهان در شرایطی قرار گرفتیم که هیچ افق روشنی در پیش نداریم و بود و نبود عید برای خیلی از ما تفاوتی نداره.
تا 4 سال پیش من هنوز درس می خوندم و یادمه که سال آخری که به
کتاب داغ ننگ
اثر ناتانیل هاثورن
ترجمه سیمین دانشور
#گناه شکافی در روح ایجاد می کند که تا ابد چیزی آن را پر نمی کند.با خواندن #کتاب این سوال مطرح می شود که اصالت وجود گناه از کجاست؟کسی مجاز است عمل دیگری را #قضاوت کند؟جزا برای عملی که ضرری را متوجه کسی نکرده مجاز است؟#تعصب و بی فرهنگی باعث می شود#داغ_ننگ بر روی اشخاص قرار دهیم و آنها را ناگزیر به دو انتخاب کنیم :عکس العمل -که این بی فرهنگی را گسترش می دهد -و یا خودآزاری که بازهم
سر جریان پلاسکو سعی کردم خودم رو جای آتش نشان ها قرار بدم.
در حالت عادی شايد هر کدوم از ما میرفتیم داخل ساختمون. ولی یک لحظه فکر این که شايد خطری داشته باشه و این که شايد فرصت دیدار خانواده رو از دست بدیم، من رو به فکر انداخت. این که اگر بنا بر اتفاق من گرفتار حادثه ای بشم، خانوادم چه دردی رو تحمل خواهند کرد( نه این که من خیلی خاص باشم یا حیات کسی به وجود من بستگی داشته باشه، بلکه غم نبود یک پدر مثلا چقدر برای یک فرزند خردسال خلا بزرگی ایجاد میکنه
ما در فرهنگ جاری خودمون یک نگاهی داریم که من بهش میگم نگاه کاسب کارانه(حیلی ها هم میگن).
در مشکلات دیگران دنبال منافع خود و اطرافیان خودمون هستیم. حالا اگر بخواهیم کلی تر نگاه کنیم در تحریم هم گروهی به دنبال منافع خودشون بودن.
وقتی کسی مشکلی داره میریم بهش میگیم برای فلان جا یا فلان کس نذر کن حاجت میده.
دوستی یکی از عزیزانش رو تازگی از دست داده.مرگش غم انگیز بود.حدود 2 سال پیش که با هم صحبت می کردیم بهش گفتم بیا و برای فلان جا نذر کن.هر چی که توی د
جان جانم ... عزیزترینم ... تولدت مبارک . هنوز و هر روز برای من پر از شگفتی و پر از عشق هستی و چه قدر ، خدای خوبمون رو شاکرم که تو رو به این دنیا و به من هدیه داده . لحظه به لحظه بیشتر از قبل دوستت دارم و همیشه دعا می کنم زندگیت ، لبریز از زیبایی و سلامتی و شادی باشه . دوستت دارم علی من ... تولدت مبارک عشق من . *****... خیلی کم توی این دنیا پیش میاد که آدم دوستی داشته باشه که ندیده باشدش هیچ وقت اما همیشه به حضورش دل گرم باشه و بدونه که اون دوست ، یکی از کامل تر
بدون شک سال بسیار سختی بود.
گاهی امیدهایی در دلم ایجاد شد ولی همه مبدل به یاس شدن.
یک تکرار چند باره و اون هم آرزوی بهبود شرایط در سال پیش رو و دست کم امیدوارم که در سال آتی عبارت هر سال دریغ از پارسال دیگه تکرار نشه جز برای بدخواهان مردم.
دلم از سال 95 خیلی پره و هر چقدر تلاش می کنم که نفرین و لعنت در اون جايي نداشته باشه ولی باز هم ناجوانمردی ها به یادم میاد و نمیتونم. ناجوانمردی هایی که من رو شرمنده خیلی ها کرده و خیلی تلخی ها برای به بار آورده.
ا
 
 
 
_یه سری چیزا ثبت نشن بهترن.برای من فراموش کار کافی یه روز بگذره که دیگه نخام حتی بیادش بیارم.کلی چ س ناله داشتم .از این واون .از زمين وزمان .از ادم ها نه ...از خودم از دیر رسیدنام .خووو بنویسم که چی بشه.
 
_خدا کور کنه گردن پسر همسایه رو که هنوز شروع نکردم به درس خوندن وطبق برنامه هم دوهفته عقبم.حالا هی همسری بگه یادت باشه بعد تعطیلات عید زمان عین برق وباد میگذره ومن به یه جام هم حساب نکنم هااا.
 
_خوبه که دو ست شال وکلاه هم بافتم وعمل
... وقتی بچه بودم ، بعضی از ظهرها ، مامان بعد از شستن ظرف ها و مرتب کردن آشپزخونه ، به دست هاش کرم می زد ، جلوی آینه موهای براق سیاهش رو شونه می زد ، یک آینه ی کوچولو برمی داشت و یک موچین . بعد می اومد تو سالن . پرده ها رو کنار می زد و نور ، می پاشید تو خونه . می نشست جلوی درهای حیاط ، بازی نور و سایه روی موهاش و صورتش دیدنی بود . بعد به آینه نگاه می کرد و با موچین ، زیر ابروهاش رو تمیز می کرد . معمولا یک ترانه رو زمزمه می کرد با خودش . من ، همون حوالی ، مشغ
شعری از ویلیام بلیک ترجمه محمد حسین بهرامیان:
آیا این است چیزی مقدس برای دیدن؟اینجا سر زمينی است که غنی و ثروتمند است اما کودکانش آواره و سر گردانندودستان سرد ربا خواری به آنها غذا می دهند
*** ایا یک نوا را فریاد می زنند دل رعشه ها ؟آیا این نوا نوای شادی است؟چه بسیار کودکان فقر این جا سر زمين فقر و تباهی است
*** خورشیدشان نمی درخشد هیچگاهمتروک و عریان است دشتهاشانپوشیده از خار است راه هاشاناینجا زمستان همیشگی وابدی است
*** جايي که خورشید
دانلود آهنگ مهدی جهانی و علیشمس عشقت که باشه با متن
آهنگ ماندگار و شنیدنی خواننده مهدی جهانی با همراهی علیشمس بنام عشفت که باشه دنیام آرومه
تنظیم کننده : مهدی جهانی / ترانه سرا : اردلان طعمه / میکس و مستر : مهدی جهانی
Download New Music By Alishmas Ft Mehdi Jahani - Eshghet K Bashe With Text On Saba-Music
متن آهنگ عشقت که باشه علیشمس
دلم تنها شد
تو خیس شده موهات قشنگه حرفات میخندی آرومتو اینو میدونی چقدر واسه من عزیزی خانومعشقت که باشه دنیام آرومهمیشه بمونی با این دیوونهعشقت
صادقانه میگم
بدون هیچ احساس خاصی جذبت شدم.
هر چند مدتی که از دیدارت میگذره همچنان اون نگاه اول رو توی ذهنم به یاد میارم. شايد عامل وصل من به تو همون نگاه بود.
ادعا ندارم که تو کاملی و من کامل...
من و تو هر کدام ترکیبی از مثبت و منفی هایی هستیم.
بارها از رفتارهای خاص تو عصبانی هم شدم... مایوس حتی
ولی با وجود همه رفتارهای خاص خودت تو گلی مهربان من هستی
امیدوارم وجود پرمهرت سالها در کنار من و پویانمون باشه و ...
دیگه غر هم نزنی
میلادت مبارک
الان از شبکه مستند برنامه مجلس خبرگان قانون اساسی در سال 58 رو میدیدم در مورد زبان رسمی و آموزشی که عده ای عقیده بر این داشتن که باید عربی در ابتدایی تا پایان تحصیلات عالی اجباری باشه.
اول این که تاسف می خورم از این که بعد از انقلاب که جامعه به سمت همگرایی تفکرات مختلف پیش می رفت، عده ای با داس به جان مملکت افتادن و تفکر خودشون رو غالب کردن و دوم این که خوشحالم که افرادی مثل دکتر بهشتی و باهنر دست کم در اون دوران بر مسند بودن و اجازه تند روی رو در
نمیدونم چی باید گفت.
گاهی برای ما که خیلی هم ادعامون میشه هدف وسیله رو توجیه میکنه.
حالا به اسم مصلحت و یا حق و یا هر چیز دیگه که باشه.
وافعا نمیدونم من نوعی این حق رو دارم که یک چیزهایی رو فدای مصلحت بکنم؟در جايي که قرار بود زمانی بشه مرکز اشاعه اسلام!!!
ناراحت کننده اینه که این رویه در زندگی همه ساکنان این کهن بوم و بر داره ریشه میزنه و یک چیز عادی میشه!
*********
این روزها خیلی ذهنم با یک مساله درگیره که اتفاقا اینجا هم مصلحتی وجود داره ولی من در چن
درگیر آدمی شدم که در کنار حسودی خیلی مشکلات روانی عجیبی داره.
همه چیز دیگران رو بر وفق مراد خودش دوست داره باشه و در مقام دفاع از خواسته هاش هم میگه من برای خودتون میگم.
از اصطلاح اسب زین کرده استفاده کرد چند روز پیش...منم بهش گفتم اسب زین کرده زمين خورده بگیم توصیف دقیقی داشتیم آقا جان.
شرایطی رو به من پیشنهاد داد و نپذیرفتم ولی بهش گفتم این شرایط هست و اگر دوست داری می تونی با من همکاری داشته باشی(اصراری نکردم بلکه با بی میلی هم بهش گفتم تازه)
تیرماه نودوپنجمهندس خنتان همکار جدیدمونراه اندازی مجدد #دیتالاگر #لامبرشت ایستگاه #هواشناسی خودکار #سد سهند #آذربایجانشرقی #lambrecht #Weather_station#azarbaijan#weather sahand #dam
 
 
، مدیریت، تجهیزات دیجیتال، هیدرومتری، دیسپاچینگ آب، ایستگاه هواشناسی خودکار، دریاچه اورمیه، دیتالاگر، لیمینگراف، سیستم آنلاین، تصاویر ماهواره ای، برف سنجی، بارش، ذخائر برفی، همکاران مطالعات، کنفرانس، plagiarism، مولینه، محیط زیست، نرم افزار،
 
 
 
وقتی یه چیزی براتون عین روزمشخصه خیلی اصرار نکنید که تهش رودربیارید.یعنی اصلا اصرار به این کار نداشته باشید ! میدونید خودتون که میدونید چه خبره بذارید اون   چند درصد شکتون باقی بمونه .وقتی ته یه چیز گند روکاملا درمیارید دیگه روزنه امید شايد اون چنددرصد باقیمونده درست باشه رو از دست می دید.
گاهی مثلا ندونیم بهتر از اینه که کاملا بدونیم.
از استاد محمد علی سپانلو
عشقی که خواستی بچشانی به منآیا همین صراحی زهرست ؟این لطف بی ریای شماستمن هم به آن چه لطف کنی شاکرماینک نسیم از بن زلفتو می وزداز عطر شیشه مخمورو چشم های توهمرنگ زهر ، زیبا ، با حسن نیمرنگدر بوسه های تو مزه ی اخلاصاز مایه ی خلاص شدنانگشت هاانگشت های گرم پرستاریکه از سر ترحمبیمار را خلاص کندو پیکرتتنگ بلور در شبگندم گونشايد به اشتباه به من زهر می دهیشايد جز این دوای کهنچیزی به خاطرت نیستشايد که عشق رابا پرسش چهارجوابی
_واقعا یه سری چیزهای به ظاهر ساده ازبیرون ،وقتی میری داخلش وتو جریانش قرارمیگیری جریاناتی بس عظیم پشتشه که حد نداره.
_شده حکایت یه درس ما که دادن دست استاد فلانی اونم اوکی داده به هوای اینکه این درس هم اسم درسی ه که برای رشته دیگه تدریش کرده .حالا که کتاب رو دادن دستش می بینه همونطور که قبلا هم گفته بوده این مدل رو درس نمیده و...اوووف بساطی شده برای ما دانشجویان.
 
_حالا کلی اینور واونور ونامه نگاری کار و....اصرار به دکتر فلانی که بیا خودت درس ب
روزهای بعذ از هاشمی دلهره آورتر است 
هر چند  مخالفانش امروز بیشتر از ذوستانش بر سر و سینه می زنند اما فردا که بدون هاشمی بر سر غنایم جمع شوند تمام دستاوردهای خاشمی را غصب خواهند کذئ 
ایران شايد جايي است که تواناترین سیاستمدارش وقتی قابل احترام است که مرده باشد
بی انصاف نباشیم.
این که میگیم در دوره فلان دولت سد سازی انجام گرفت و تخریب انقدر بود، اگر دقت کنیم در دوره دولت های دیگه هم سد سازی و تخریب محیط زیست بود.
این که میگیم این شهردار بریز و بپاش کرده، باید یادمون باشه که کرباسچی هم ریخت و پاش کرد هر چند در مقیاس کوچکتر شايد. ولی اسم کرباسچی تراکم فروش شد نجات بخش تهران.
به نظرم هر طیفی در حلقه کنونی و در فضای عمومی رایج در ایران همین رفتارها رو می کرد.حالا کمتر یا بیشترش بماند. ولی ایراد از خود ماست ک
روزهای بعذ از هاشمی دلهره آورتر است 
هر چند  مخالفانش امروز بیشتر از ذوستانش بر سر و سینه می زنند اما فردا که بدون هاشمی بر سر غنایم جمع شوند تمام دستاوردهای خاشمی را غصب خواهند کذئ 
ایران شايد جايي است که تواناترین سیاستمدارش وقتی قابل احترام است که مرده باشد
یه جايي خوندم یک سری کارها رو اگر صبح ها انجام بدین به تمرکز بهترتون در طول روز کمک می‌کنه. یکی از اون کارها روزانه نویسی بود. یعنی مثلا هر روز صبح کارهایی که روز قبل انجام دادین (البته اگر شب قبل ننوشتین) بنویسید و کارهایی که امروز میخواهید انجام بدین رو هم بنویسین. چیزهایی که توی ذهنتونه چه نگرانی ها چه هدف ها چه برنامه ها رو همه رو روی کاغذ یا هرجای دیگه که روزانه نویسی می‌کنید - مثل بیدار خواب - یادداشت کنید. اینطوری هم مغزتون نظم پیدا م
سلام خدا
باز هم منو خستگی . خدایا همیشا تو بدترین شرایط زندگیم دستمو گرفتی و ازتمام پل ها عبورم دادی . در نهایت ناامیدی ، نور امیدو توی دلم روشن کردی . 
الان ی قسمت بد زندگیم ایستادم . جايي که هیچی نمی فهمم . ن خوبه زندگی و نه بدشو . نمیدونم چ تصمیمی درسته .
خدایا از این قسمت زندگی ردم کن . ....
خدایا همیشه مرحم دلم بودی ،این بارم چشمتو روی همه بدی هام ببندو خداییتو به رخم بکش. مهربونتر و دلسوزتراز تو هیچ کس نیست برام 
خدایا بین زمين و هوام . هم از
امروز تولد این خونه ست
وبلاگی که 11 ساله شد
همزمان شدنش رو با میلاد امام رضا (ع) به فال نیک میگیرم
خوبه که آدم جايي رو داشته باشه که حرفاش رو بزنه
این خونه شاهد خیلی چیزا بوده تو این 11 سال
شادی، غم، خنده، گریه، سکوت ...
حوادث تلخ و شیرین
اما مهم اینه که آدم وقتی سالها بعد میخونه میبینه هیچی موندگار نیست
همه حوادث و اتفاقات رفتنی هستن
جز "عشق" ...

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است 
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
 
 
 
 
فک میکنم اکثر ماها همچین رکی داشته باشیم! رک یهووی هوس کردن انجام یه کاری.
چندوقته کلید کردم رو بافت .حالا میخاد بافت فرشینه یا پادری باشه یا یه شال وکلاه خوشگل فندوقونه ! مساله اینه که باید بافت باشه.
حالا درسته من یه زمانی برای خودم کلی چیز میز می بافتم ولی الان حتی بلد نیستم دونه سربندازم.خخخخ
به میمنت اینترنت واطلاعات رایگان امروز کلی سرچ کردم وکلی صفحه نشانه گذاری کردم.
هدف اولم اینه که دوسه روز اول هفته اینده رو به خونه برسم ک
اینقدر فکر کردی که امسال تم تولدت چی باشه و چی نباشه که منم هنگ کردم...آخر امر خودت گفتی من هنوز خیلی به السا و آنا علاقه مندم و دوست داری بازم تولد السا و آنا داشته باشی ولی با مهمونای متفاوت تر از پارسال...همون مهمونایی که خیلی خیلی دوستشون داری و هر روزت رو باهاشون سر می کنی...دوستان خوب کلاس دوم 
منم از این داستان استقبال کردم و آماده ام که بساط تولد را زودتر آماده کنم.
چه مکافاتی داشتم که راضی ت کنم با دو روز تاخیر تولد بگیری ... خلاصه قراره 2
 
سال مزخرف 94 بالاخره تمام شد و من واقعا امیدوارم که سال میمون برای همه میمون و مبارک باشه
کل تعطیلات رو با دخترک شمال بودیم و پیش مامان و بابام و تا تونستیم هر دو دخترای لوسی بودیم  D-:
مردم شش ماه میرن آمریکا و برمی گردند و فوقش یک هفته ای خواب و بیداری شون تنظیم میشه. ما دو هفته رفتیم شمال و بعد از 10 روز هنوز تنظیم نشدیم
.
... دلتنگی ... دلتنگ بودن ... دلتنگ شدن ... چقدر واژه ی عجیب و پیچیده ایه نه !؟گاهی یکی کنارته اما باز براش دلتنگی . گاهی یکی کنارت نیست و دلتنگشی ... گاهی برای خودت حتی دلتنگی می کنی . برای خودت بودن !بعضی آدم ها ... دیر پیداشون می کنی اما انگار سال ها بوده ن . امان از حسرت ها ...  بعضی آدم ها ... بودن و رفتن اما خاطره هاشون ... امان از خاطره ها ...بعضی آدم ها ... هرگز نبودن . یه خیال بودن اما ... امان از رویاها ... گاهی ، یهو و بی هوا یکی رو می بینی . انگار می شناختیش
در مورد همه ما قضاوت های خوب و بد هست. وقتی هم که نیستیم بنا بر طبع مرده پرستی جامعه همه خوبی ها در ما جمع میشه.
دیشب که دیدم خبر بستری شدن آقای هاشمی پخش شده گفتم یقینا قضیه خیلی جدی باید باشه که تلویزیون سانسورگر ما پخشش کرده.
برای من رفسنجانی رئیس جمهور محبوبی بود که وقتی 16 سالم بود از رفتنش ناراحت بودم. بعدتر ازش خوشم نمیومد و مثل بخش بزرگی از جامعه منتقد ثروتش بودم. با همه بالا و پایین ها سال 84 اصلا علاقه ای بهش نداشتم و مخالفش بودم ولی در دو
... از کی ما آدم ها انقدر بی رحم شدیم ؟ از کی یادمون رفت که حواسمون به دل بقیه هم باشه ؟ کجا روحمون رو جا گذاشتیم که فراموشمون شد بقیه دل دارند ؟ می فهمند ؟ انسانند ... شعور دارند ...  درک می کنند ... از کی خودمون رو زدیم به نفهمی ؟ از کی همه چیز رو زیر پا گذاشتیم ؟ حتی آدم ها رو ؟ لهشون کردیم ... ازشون عبور کردیم ... داغونشون کردیم و ککمون هم نگزید ؟ از کی یادمون رفت عاطفه رو ؟ کجا جا گذاشتیم انسانیتمون رو ؟ چطوری فراموش کردیم باید حواسمون باشه نرنجونیم
وقتی که دختر رضا صادقی تیپ میزند! + دلنوشته رضا صادقی برای دخترش
 
 


وقتی که دختر رضا صادقی تیپ میزند! + دلنوشته رضا صادقی برای دخترش

رضا صادقی عکس جالبی از دخترش را منتشر کرده است که در ادامه به همراه دلنوشته رضا صادقی خواهید دید.
دلنوشته رضا صادقی برای دخترش
رضا صادقی با انتشار متنی زیبا به همراه عکس دخترش, صفحه شخصی اش را بروز کرد.
رضا صادقی برای دخترش نوشت:
*****
دخترم :قدم که بر میدارى نگاه کن به زیر پاهات ، که جاى پاهات محکم باشه و مطمئن
... یک مدت بود که آسایش نداشتم ، شب ها سر و صداها وحشتناک روانم رو نابود می کرد ( نیست که الان در ساعت یک و سی و شش دقیقه ی بامداد سکوت هست !؟ ) ... شب ها ، نمی تونستم بخوابم . در لحظات نادری که از خستگی چشمام می رفت روی هم ، یک خانم رو می دیدم که یه آقا از پشت محکم گرفتدش ، سر خانمه رو کشیده عقب ، یه چاقو برمی داره و با دو تا ضربه ، یکی سطحی ، یکی عمیق ، سرش رو می بره ! بعد پیشونی خانمه رو می بوسه و رهاش می کنه و در همون لحظه یهو یک دیوار سیمانی جلوی روی من س
" در گذرگاه زمان
خیمه شب بازیِ دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد.
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند."
گذشت و گذشت و گذشت.
روزها آمدند و رفتند؛ مثل برق و باد.
ننه گوهر از پیشمون رفت اما من هنوز نتونسته م باور کنم. هنوز منتظرم. هنوز دلم می خواد بهش زنگ بزنم. دلم می خواد گوشی رو برداره؛ بگم: ننه گلنارم! بگه: سلام گل بابا. و من لبخندش رو از پشت تلفن حس کنم. حال مامانم رو بپرسه. هی بگه:&la
این هفته دومین مسابقه از مسابقات تیمی لیگ شطرنج کرمان برگزار شد...با اینکه مسابقه را بعد از یک رویارویی سخت و زیبا و تماشایی واگذار کردی ولی احسنت مربی و داور و کلیه دست اندرکاران شطرنج کرمان را برانگیختی ...خدا رو شکر بازی خوب و پر از فکر و ایده داشتی و هدفمند بازی کردی...حریفت در این مسابقه یک دختر نوجوان -ملیکا خانوم - از تیم فرزانگان بود 
این مسابقات یک هفته در میان در شهر کرمان برگزار میشه و ما انشالله تا عید نوروز به کرمان می ریم و تو مساب
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها